نکته دربارهی تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی این است که همه تظاهر میکنند «کمال واقعگرایانه» میخواهند تا زمانی که مدل به آن چیزی که واقعاً میخواستند، یعنی سلیقه، دست یابد. و سلیقه - نه سرعت، نه مگاپیکسل، نه promptهایی با نحو رونی - جایی است که نبرد در آن جریان دارد.
بیایید اول سؤال واضح را بپرسیم. اگر تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی الآن اینقدر خوب هستند، پس چرا هنوز خیلی از تصاویر... غیرعادی به نظر میرسند؟ نه اشتباه. فقط کمی ناجور، مثل یک موزهی موم که نورپردازیاش عالی است اما چشمها یک ثانیه دیرتر شما را دنبال میکنند. این شکاف - بین آنچه میگوییم میخواهیم و آنچه میپذیریم - چیزی است که کل این صحنه بر آن استوار است.
آنچه واضح است: تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی سریع، انعطافپذیر و صریحاً خیرهکننده هستند. و آنها در حال بهتر شدن در تنها کاری هستند که قرار است کامپیوترها در آن افتضاح باشند: انجام دادن آنچه منظورمان بود، نه آنچه گفتیم. قسمت دوم همچنان لغزنده است. اگر تا به حال به این خاطر که «چرا روی تابلو متن نمینویسد بدون اینکه حروف را ذوب کند» توی سوراخ خرگوش افتاده باشید، آن را حس کردهاید.
ما جایی بین دوران اولیهی دوربینهای دیجیتال و لحظهای هستیم که تلفنهای هوشمند عکاسی را به یک اَبَرقدرت روزمره تبدیل کردند. مدلها میتوانند منافذ پوستی را رندر کنند که متخصص پوست شما را خجالتزده کند، و میتوانند قبل از اینکه بتوانید بگویید «زیباییشناسی»، شش نوع مختلف را بیرون بدهند. اما داستان واقعی، واقعگرایی سطحی نیست. کنترل است. انسجام است. و سلیقه است.
مردم واقعاً از تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی چه میخواهند
- دکمههای کنترل واضح: inpainting، outpainting، قفلهای استایل، ثبات seed، نسبتهای ابعادی که مثل پیشنهاد عمل نکنند.
- قابلیت پیشبینی: یک prompt یکسان، خروجی یکسان، نه یک شیر یا خط با آنتروپی خوشتیپ.
- احترام به محدودیتها: تایپوگرافی خوانا، دستهایی که متعلق به انسانها هستند، نورپردازیای که به فیزیک خیانت نکند.
- شفافیت قانونی و مجوزدهی: بدون رولت کپیرایت.
- یک گردش کار که به مدرک باستانشناسی Discord نیاز نداشته باشد.
روی کاغذ، فضا شلوغ به نظر میرسد. در عمل، هر ابزار اصلی نظر متفاوتی را در مورد اینکه ساختن یک تصویر چه حسی باید داشته باشد، نشان میدهد.
- Midjourney: moodboard یک مؤلف. از نظر سبک و ترکیببندی بهطرز عجیبی خوب است، هنوز کمی از نظر کنترل عرفانی است. شما با Midjourney کار میکنید، نه روی آن.
- DALL·E 3: بهطور بیعیب و نقص مطیع زبان طبیعی و کپشنها. این دانشآموز ممتاز است: در پیروی از دستورالعملها عالی است، گاهی اوقات بهطور آزاردهندهای لغتبهلغت.
- Stable Diffusion و SDXL/SD3.x: گاراژ تعمیرکار. باز، قابل تغییر، بهطور وحشیانهای توانا در دستان مناسب. اگر ندانید کدام اهرمها را بکشید خطرناک است. اگر بدانید پاداشدهنده است.
- Adobe Firefly: فرد بالغ شرکتی. نردههای ایمنی. مجوزهای تجاری. یک کمک اضافی از «بله، بخش حقوقی امضا کرد».
نخ مشترک: تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی، در قلب خود، تقویتکنندههای سلیقه هستند. آنها به افراد غیرهنرمند اجازه میدهند یک چشمانداز را بیان کنند، اما همچنان به همان فضایل قدیمی و خستهکننده پاداش میدهند: تکرار، ویرایش و یک چشم.
Prompt یک ورد نیست. یک خلاصه است.
بدترین عادت این صنعت تظاهر به این است که promptها arcane هستند. حقیقت به نوشتن یک خلاصه خلاقانه خوب نزدیکتر است. شما به قیدهای باروک و سه دوجین هنرمند جدا شده با کاما نیاز ندارید. شما نیاز دارید:
- وضوح موضوع: چه چیزی در قاب است، چه چیزی نیست، بیننده اول باید به چه چیزی توجه کند.
- زمینه و محدودیتها: زمان روز، سبک نورپردازی، حس لنز (واید در مقابل تله)، دوران، رسانه، حال و هوا.
- نکات ترکیببندی: پیشزمینه در مقابل پسزمینه، تقارن، فضای منفی، جایی که متن باید برود.
- غیرقابل مذاکرهها: «پنج انگشت»، تابلوی خوانا، وفاداری به رنگ برند.
با مدل مانند یک طراح جوان رفتار کنید: به اندازهای مشخص که پاسخگو باشد، به اندازهای باز که گزینههایی داشته باشد. سپس تکرار کنید. تصویر اول بهندرت نگهدارنده است. دومی اغلب هست. سومی گاهی مفهوم را برعکس میکند.
واقعگرایی در مقابل سلیقه (سلیقه را انتخاب کنید)
واقعگرایی عکاسانه یک شعبدهبازی است. ما را متحیر کرد. حالا انتظارش را داریم. چیزی که سوزن را حرکت میدهد، سلیقه است. به همین دلیل است که تصاویر Midjourney میتوانند سینمایی به نظر برسند حتی زمانی که جزئیات را اشتباه میگیرند - مدل به سمت یک زیباییشناسی گرایش دارد. عکاسان و تصویرگران سلیقه را با غریزه تحمیل میکنند. هوش مصنوعی آن را با احتمالات قبلی تحمیل میکند. این یک باگ نیست. این ویژگی است. سؤال این است که آیا سلیقهی مدل با شما همپوشانی دارد یا خیر.
شما میتوانید با priors مبارزه کنید. یا میتوانید از آنها موجسواری کنید. افرادی که نتایج خوبی میگیرند، مدل را به زور وارد ارتدوکسی نمیکنند. آنها promptهای خود را در جریان فعلی قرار میدهند. یک پوستر Saul Bass بخواهید و برای مینیمالیسم سرسختانه بجنگید، سریعتر به آنجا خواهید رسید تا اینکه از «یک پوستر مینیمال برای من بساز» شروع کنید و مدل را از «مایع براق مدرن» بیرون بکشید.
تایپوگرافی هنوز قناری است
از هر طراح بپرسید: اگر نوع اشتباه به نظر برسد، کل تصویر اشتباه به نظر میرسد. مشکلات رسیدگی به متن هوش مصنوعی از «سوپ الفبا با بازوهای اضافی» به «تقریباً درست اگر خیلی دقیق نگاه نکنید» بهبود یافته است. در طرحبندیهایی که مدل به مناطق خالی احترام میگذارد، بهتر است - حتی قابل استفاده است. اما ما در «آماده برای سرفصل drop-in» در سراسر جهان نیستیم. وقتی به تایپوگرافی محکمی نیاز دارید، روش قدیمی (شما، یک فونت واقعی و یک ابزار طرحبندی) هنوز هم برنده است.
و این خوب است. زیرا مورد استفادهی قاتل برای تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی، چاپ نهایی نیست. concepting است. comps است که شما را شرمنده نمیکند. عبور از صفحهی خالی است. بهترین کاری که من دیدهام، هوش مصنوعی را با یک ویرایشگر انسانی جفت میکند که به جزئیات تنبل آلرژی دارد.
Inpainting، Outpainting و توهم کنترل
ابزارها دوست دارند کنترل را بفروشند. واقعیت: inpainting و outpainting کمتر شبیه ابزارهای جراحی هستند و بیشتر شبیه جاز بداهه با اسکالپل. وقتی شما nudging میکنید، بهطرز زیبایی کار میکنند: یک لامپ را بردارید، یک آسمان اضافه کنید، یک مجموعه را گسترش دهید. آنها با ویرایشهای ساختاری که با منطق صحنه مغایرت دارند، عصبی میشوند. ترفند این است که مانند یک فیلمبردار فکر کنید. تداوم را حفظ کنید: زاویه، جهت نور، مقیاس. اگر خورشید بین passes inpaint ۳۰ درجه جابهجا شود، بیننده آن را احساس میکند، حتی اگر نتواند توضیح دهد که چرا.
promptهای منفی همچنان مفید هستند، اما مانند تمام فضای منفی، وقتی کم استفاده شوند بهتر خوانده میشوند. «بدون انگشت اضافی» خوب است. یک فهرست طولانی از «نه این، نه آن» ژنراتور را به یک شریک بداهه گناهآلود تبدیل میکند. به آن بگویید چه کار کند، نه فقط اینکه از چه چیزی اجتناب کند.
واقعیت قانونی: مجوزها و واترمارکها
این قسمتی است که همه تظاهر میکنند خستهکننده است تا زمانی که یک مشتری منبع را بخواهد. اگر در حال انجام کار تجاری هستید، به شفافیت نیاز دارید: دادهها چیست، مجوز چیست، اگر کسی شکایت کند چه اتفاقی میافتد؟ مدلهایی که به سهام صریح یا مجوزهای سازمانی گره خوردهاند، به بردن معاملات ادامه خواهند داد. نه به این دلیل که هنرمندان بهتری هستند، بلکه به این دلیل که با کاغذبازی همراه هستند. قطعهی دیگر منشأ است - اعتبارنامههای محتوای رمزنگاری شده، واترمارکها، تمام آن سوپ الفبا. آنها جلوی افراد بد را نخواهند گرفت. آنها به تیمهای صادق کمک میکنند ثابت کنند که چه چیزی چیست.
برای سازندگان فردی، مسیر عملگرایانه سادهتر است: لایههای خود را نگه دارید، بذرهای خود را نگه دارید، promptهای خود را نگه دارید. فرآیند خود را مستند کنید. این زرق و برق دار نیست، اما alibi شما است.
گردش کار: تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی واقعاً کجا قرار میگیرند
- Brainstorming: ۲۰ جهت را در ۱۵ دقیقه منفجر کنید و ۱۸ تای آنها را بدون هیچ پشیمانی از بین ببرید.
- Moodboards: قبل از اینکه کسی در مورد دوربینهایی که ندارید بحث کند، یک ظاهر را متحد کنید.
- Comps: یک طرحبندی با نورپردازی باورپذیر و پرسپکتیو باورنکردنی نشان دهید.
- Variations: پالتها، ژستها، محیطها را بدون فیلمبرداری مجدد a/b تست کنید.
- ترفندهای پس از تولید: عناصر inpaint را که در صحنه فراموش کردهاید، یک فریم را گسترش دهید، یک انعکاس سرگردان را اصلاح کنید.
به آنچه از دست رفته است توجه کنید: «هنر کلیدی نهایی» و «تایپوگرافی آمادهی تولید». برخی از تیمها میتوانند با تکرار و پرداخت انسانی کافی به آنجا برسند. بیشتر آنها نباید سعی کنند فقط به این دلیل که اولین pass براق به نظر میرسید، از مراحل صرفنظر کنند.
چگونه واقعاً در تولید تصویر هوش مصنوعی خوب شویم
- ساده شروع کنید. اسم، فعل، زمینه. یک پایهی مناسب دریافت کنید.
- وقتی از یک جهت خوشتان میآید، seeds را قفل کنید. سپس تکرار کنید: دوربین، لنز، نور، زمان روز.
- یک کتاب سبک شخصی کوچک نگه دارید: ۱۰ مرجع که تحسین میکنید. بدون نام بردن، به سمت آنها prompt دهید.
- از تصویر به تصویر مانند یک حرفهای استفاده کنید: طرح خشن، ترکیببندی بلوک، سپس اجازه دهید مدل زیبایی را اضافه کند.
- یاد بگیرید که برش بزنید. ترکیببندی نیمی از نبرد است، و ابزار برش هنوز شکست نخورده است.
- پردازش پس از تولید. منحنیها، دانه، شکوفه ظریف، نوع واقعی. پنج درصد آخر مهم است.
سؤال باز: آیا این «هنر» است؟
البته میتواند باشد. البته اغلب هم نیست. لنز مفید نویسندگی است. اگر میتوانید فرآیند خود را توصیف، تکثیر و تکامل دهید - اگر یک throughline برای انتخابهای شما وجود داشته باشد - شما در حال انجام نویسندگی هستید. اگر تا زمانی که چیزی جالب و غیرقابل تکرار به دست آورید، در حال اسلات ماشین زدن هستید، این برای پوسترها و حال و هوا خوب است، اما تظاهر نکنید که این همان چیز است.
تظاهر صنعت که نمیتوانم نادیده بگیرم
یک نوع تقویتگر هوش مصنوعی وجود دارد که اساساً میگوید مدل هنرمند است و شما فقط خوش شانس هستید که آنجا هستید. این برعکس است. مدل یک دوربین با ۱۰,۰۰۰ لنز و یک میلیون حالت است. دوربینها عکس نمیگیرند. مردم این کار را میکنند. استعارهی بهتر یک ساز موسیقی است. یک Steinway را در اتاق نشیمن من قرار دهید. یک سونات نخواهد ساخت. با این حال، یک پیانیست شایسته را باشکوه و یک پیانیست بزرگ را متعالی میکند. promptهای بد شبیه تمرین بد به نظر میرسند.
از طرف دیگر، خط خالصی که هوش مصنوعی «تقلب» است، تاریخ طولانیتری را از دست میدهد. عکاسی تقلب بود. نقاشی دیجیتال تقلب بود. Undo تقلب بود. کد تقلب واقعی، تکرار با سرعت فکر است. اگر مایل به فکر کردن باشید.
در مورد ابزارها، بدون هیاهو
- Midjourney برای حال و هوا و سبک. در نورپردازی سینمایی تماشایی است. هنوز به طرز عجیبی در دستهها و شمارهگیرها مبهم است. خلق و خوی آن را بپذیرید و به شما پاداش خواهد داد.
- DALL·E 3 برای پیروی از دستورالعملهای لغوی و عقل سلیم ترکیببندی. وقتی مشتریان promptها را مانند یادداشتهای جلسه مینویسند، عالی است.
- طعمهای Stable Diffusion (SDXL، SD3.x) برای کنترل freaks و tinkererها. اگر از نسخههای مدل، LoRAها و دکلهای محلی لذت میبرید، این زمین بازی شماست.
- Firefly برای تیمهایی که به اندازه bokeh به غرامت اهمیت میدهند.
اگر شغل شما ساختن تصاویری است که مردم برای آنها پول میدهند، پاسخ درست معمولاً این است که «از بیش از یک مورد استفاده کنید». سبک از یک، تایپوگرافی و طرحبندی در جای دیگر، پاکسازی هر جا که سریعتر هستید. تکهمسری ابزار یک حال و هوا است، نه یک گردش کار.
Sider.AI کجا قرار میگیرد (و کجا قرار نمیگیرد) ابزارهایی که به شما کمک میکنند فکر کنید، نه فقط تولید کنید، دست کم گرفته میشوند. اگر در حال دستکاری تحقیق، مراجع، تکرار بصری و promptها هستید، داشتن یک دستیار که مغز شما را سازماندهی کند، مفیدتر از یک ویژگی دیگر «نگاه کنید، دوباره با وضوح فوقالعاده» است. ژنراتورها پر سر و صدا هستند. گردش کار ساکت است. ساکت اغلب بیشتر از نه برنده میشود.
بهترین شیوههایی که ساعتها صرفهجویی میکنند
- یک کتابخانه prompt بسازید. نه ۵۰۰ prompt. ۱۵ prompt خوب با یادداشتهایی در مورد زمان کارکرد آنها.
- یک بانک seed نگه دارید. با seeds به عنوان مختصات رفتار کنید. نقشههای خود را برچسب بزنید.
- خروجیهای خود را به وضوح نامگذاری کنید. آینده شما یک همکار است. بیادب نباشید.
- همیشه قبل از شروع ویرایشهای سنگین، یک پایهی تمیز صادر کنید. میخواهید عقبنشینی کنید.
- در شاخهها تکرار کنید. وقتی یک ایده تقسیم میشود، فایل را کپی کنید و از هر دو طرف بروید.
آینده: دستههای کمتر، قضاوت بیشتر
با بهبود مدلها، بهترین مدلها سادهتر به نظر میرسند - نه به این دلیل که قابلیت خود را از دست دادهاند، بلکه به این دلیل که در احترام به قصد بهتر شدهاند. UI که برنده میشود، کابین خلبان پر از ضامن نیست. این یک بوم ساکت با چند انتخاب معنادار و پیشفرضهای قوی است. بقیه سلیقه است. و سلیقه مقیاس نمییابد. نکته همین است.
یک ایراد جداییناپذیر (یا دو)
اگر از تصاویر هوش مصنوعی هیجانزده هستید زیرا فکر میکنید آنها افراد را از فرآیند حذف میکنند، آماده باشید که ناامید شوید و سپس آسوده خاطر شوید. این فناوری مدام بهتر میشود. نتایج مدام بیشتر به افرادی وابسته میشوند که میدانند چه میکنند. این یک تناقض نیست. این الگو است.
اگر، در عوض، فکر میکنید تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی فقط کلیپ آرتهای فانتزی هستند، به تماشا ادامه دهید. شکاف بین «اسباب بازی» و «ابزار» بی سر و صدا بسته شد در حالی که همه به صورت آنلاین بحث میکردند. مدلها نیازی ندارند که شما آنها را بپرستید. آنها فقط به این نیاز دارند که شما با قصد از آنها استفاده کنید. بقیه تمرین است.
و آن درهی غیرعادی؟ در حال کوچک شدن است. به آرامی، آزاردهنده، اجتنابناپذیر. اما حتی وقتی از بین رفت، کار واقعی همان خواهد بود که همیشه بوده است: تصمیم بگیرید چه میخواهید بگویید، سپس هر پیکسل را وادار کنید آن را بگوید.
سؤالات متداول
Q1: تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی در حال حاضر در چه زمینهای بهترین هستند؟
Concepting و تکرار. تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی صفحهی خالی را خرد میکنند، سبکها را بررسی میکنند و comps قابل استفاده را سریع تولید میکنند - بهویژه زمانی که تایپوگرافی و پرداخت نهایی را در دستان انسان نگه دارید.
Q2: آیا تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی برای کار تجاری به اندازه کافی خوب هستند؟
بله، اگر به فرآیند و مجوز اهمیت میدهید. از تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی برای بررسی و رندرهای پایه استفاده کنید، سپس با نوع مناسب، روتوش و یک toolchain که باعث انقباض قانونی نشود، به پایان برسانید.
Q3: کدام تولیدکننده تصویر هوش مصنوعی را باید برای نتایج واقعگرایانه انتخاب کنم؟
ابزاری را انتخاب کنید که با سلیقه شما مطابقت داشته باشد: Midjourney برای حالت سینمایی، DALL·E 3 برای پیروی وفادارانه از دستورالعملها و انواع Stable Diffusion اگر کنترل دقیق میخواهید. تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی قابل تعویض نیستند. آنها priors متمایزی دارند.
Q4: چرا متن هنوز در تصاویر تولید شده توسط هوش مصنوعی عجیب به نظر میرسد؟
زیرا تایپوگرافی نابخشودنی است و مدلها هنوز با حروف مانند اشکال بافتدار رفتار میکنند. تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی در حال بهبود هستند، اما برای سرفصلها و نوع برند، فونتهای واقعی در ابزارهای طرحبندی واقعی هنوز هم برنده هستند.
Q5: چگونه promptهای بهتری برای تولیدکنندههای تصویر هوش مصنوعی بنویسم؟
یک خلاصه بنویسید، نه یک ورد. در مورد موضوع، نورپردازی، ترکیببندی و محدودیتها مشخص باشید. وقتی یک جهت کار میکند، seeds را قفل کنید. و با تغییرات کوچک و سنجیده تکرار کنید، نه اینکه صفتها را روی هم انباشته کنید.